تبليغاتX
برکه ای به نام ...

انتــظار مـقدم دلـدار می‌باید کشید

در وفاداری جفا بسیار می‌باید کشید

 

درسی از رژیم‏های سخت غذایی (۱)

 

درست در زمانی که مشغول نوشتن مجموعه حاضر بودم کتاب جالبی به دستم رسید که در همان ساعات اولیه‌ بیش از صد صفحه‌ی آن را با دقت و علاقه خواندم. عنوان کتاب «معجزه‌ای برای چاق‌ها و لاغرها» بود. در این کتاب توصیه‌های عملی جالبی برای کسانی که دوست دارند اندامی ‌متناسب داشته‌ باشند، وجود دارد. تعداد صفحات کتاب 367 صفحه در قطع رقعی است و قیمتی معادل 34000 ریال دارد و به نسبت، کتاب گران‌قیمتی به شمار می‌آید.

نکته‌ای که توجه مرا به خود جلب کرد، این بود که دیدم این کتاب ظرف مدت کوتاهی به چاپ هجدهم رسیده‌ است و جالب‌تر آن‌که شمارگان نشر کتاب در چاپ هجدهم نه دوهزار و سه هزار بلکه ده‌هزار نسخه است‌.

این امر نشان دهنده استقبال خوب و گسترده‌ی هم‌وطنان به این کتاب و در حقیقت موضوع آن بود. برایم خیلی جالب بود، در شرایطی که علاقه‌مندی به مطالعه در کشور ما در سطح مناسبی نیست چه انگیزه‌ای باعث شده که این تعداد از مردم حاضر شوند برای خرید یک کتاب تقریباً گران هزینه ‌کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

برای فرج او زیاد دعا کن.

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود! (۴)

 

عقیده به حضور امام غایب بر روی زمین و اعتقاد به این‌که امامت او در همین عصر نیز برقرار است، از بزرگ‏ترین نمونه‌های ایمان به غیب است. چنانکه عقیده به حتمی بودن بهشت و دوزخ بدون اینکه آنها را دیده یا لمس کرده باشیم از نمونه‌های چنین ایمانی است. اگر پیامبر راستگو فرموده که بهشت و دوزخ حق است ما آن را می‌پذیریم و به آن ایمان می‌آوریم، همین‌طور است وقتی که پیامبر خدا به ما خبر می‌دهد که همواره تا روز قیامت در میان مردم یکی از افراد خانواده من به عنوان پناه برای آنها حضور خواهد داشت و امت من می‌توانند به او توسل جویند و از او بهره‌مند شوند ولو آنکه در غیبت باشد. ایمان ما به غیب در این‌جا به این معنی است که گفتار پیامبر را تصدیق کنیم و به آن در دل و عمل پایبند شویم ولو آن‌که آن امام را در ظاهر ندیده‌ باشیم و به مفید بودن توسل به او معتقد بمانیم ولو آن‌که برای مدتی اثر و فایده این توسل را به چشم خود نبینیم.

ما نباید بپنداریم که چون امام زمان ما غایب است امکان استفاده از ایشان وجود ندارد و اگر آن حضرت ظاهر بود همه ما از ایشان به راحتی استفاده می‌کردیم. این فکر از چند جهت اشتباه است.

اول از این جهت که ظهور علنی ائمه در جامعه به معنی این نیست که برای استفاده از ایشان هیچ امتحانی در میان نباشد. تجربه مردم روزگار پیامبر و یازده امام پیشین نشان می‌دهد که برای مردم آن روزگاران نیز امتحاناتی وجود داشته و چه بسیار می‌شده که تنها افراد معدودی در کنار پیامبر و امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان باقی می‌ماندند و دیگران از صافی امتحانات عبور نکرده، و در نتیجه از بهره‌مندی از آن بزرگان محروم می‌ماندند.(14)

دوم از این بابت که غیبت امام نیز مانع استفاده از ایشان نیست. گفتار صریح پیامبر مؤید قابل استفاده بودن خورشید امام ولو در عصر غیبت است. آن حضرت در مجلسی به یاران خویش خبر از دوازده جانشین خود داد و فرمود که دوازدهمین ایشان غیبتی طولانی خواهد کرد. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر پرسید که آیا با وجود غیبت، شیعیان او می‌توانند از او بهره‌مند گردند؟ پیامبر پاسخی محکم و روشن به او عنایت فرمودند که باید عمیقاً مورد توجه ما قرار گیرد. پیامبر فرمودند: «آری قسم به آن کسی که مرا به نبوت برگزید (یعنی قسم به خدا!) شیعیان او در عصر غیبتش از او منتفع می‌گردند و از نور ولایتش پرتو می‌گیرند.» تجربه شیعیان هم در طول تاریخ ثابت کرده که غیبت آن بزرگوار مانع استفاده از ایشان نیست و کسانی که توسلات مداوم به ایشان داشته‌اند، از محضر آن حضرت بهره‌های فراوان برده‌اند. نهایت اینکه در بیشتر موارد، استفاده از آن حضرت موکول به توسلی جدی، حقیقی و خالصانه بوده است و پس از طی آزمایش‌هایی میسر گشته است.

سوّم اینکه مگر ائمه پیشین همواره برای تمامی شیعه، در سراسر جهان قابل دسترسی بودند، مسلّماً خیر، در این صورت برخی از آثار غیبت بر زندگی ایشان نیز حاکم بوده است و همانگونه که نبود امکان ارتباط رودررو، اصل وجود و امکان توسّل روحانی به ایشان را زیر سؤال نمی‏برد، غیبت مولایمان امام عصر علیه السلام نیز مجوزی برای عدم پایبندی و توسّل نجستن به ایشان نخواهد گردید.

اگر به راستی طالب بهره‌مندی از امام عصر هستیم، این کار را تا زمان ظهورش به تأخیر نیندازیم، زیرا برای آن عصر نیز آزمون‏هایی در پیش است. بیاییم اقبال به سوی آن حضرت را با توسل به ایشان از همین حالا جدی بگیریم که کار امروز را نباید به فردا واگذاشت و مبادا سختی‌های راه و طولانی بودن آن ما را از طلب باز دارد که؛ نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود! (۳)

 

خداوند گنج اجابت را در پس برخی از دعاهای ما مخفی کرده است تا از این رهگذر، پیوند ما را با خود تداوم بخشد و شدت ایمان ما را به سنجش بگذارد. اگر با اولین دعا، گنج اجابت به ما داده ‌شود، دیگر دعا کردن ارزش خود را به عنوان یک عبادت از دست می‌دهد. به همین دلیل خداوند، اجابت را در میان دعاهای ما پنهان کرده است. معنی این کلام این است که مثلاً هفتاد بار از او طلب مغفرت می‌کنیم، امّا مغفرت الهی تنها در اثر یکی از این هفتاد بار که معلوم نیست کدام یک از آنهاست به ما عطا می‌شود. لذا در دین توصیه شده که به دعا در هیچ موقعیتی کم‏توجهی نکنیم، زیرا امکان دارد که اجابت در دل همان دعایی پنهان باشد که ما آن را جدی نمی‌گیریم. نیز توصیه شده که در دعا کردن اصرار، پافشاری و تداوم داشته باشیم، زیرا اگر کسی پس از مدتی از دعا خسته شود و دست از طلب بردارد، خود رسماً اعلان کرده که از حق متعال و کمک او ناامید شده ‌است. خلاصه این که رسم درست دعا کردن این است که از تداوم در آن خسته و ناامید نشویم و یقین داشته باشیم که سرانجام خورشید عنایات الهی از پس ابر‌ها خواهد درخشید.

همین وضعیت در مورد توسل به امام عصر علیه‌السلام و تمسک به او -که خلیفه خداست- وجود دارد. در راه تمسک به امام زمان نیز ایمان مؤمنان با محک صبر آزموده می‌شود.

گاهی از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام به توسلات ما خیلی صریح و خیلی سریع پاسخ داده می‌شود تا از یاد نبریم که در این درگاه واقعاً خبرهایی هست و از این پیامبرزاده معصوم حقیقتاً کارها بر‌می‌آید. گاه نیز در پاسخ به توسلات ما، تأخیر می‌شود یا خواسته ما دقیقاً به نحوی که مورد نظر ماست برآورده نمی‌شود.

در مورد این تأخیرها و تغییرها باید بدانیم که برخی از آن‌ها به سود ما و بنا بر حکمت‌هایی است که خود نمی‌دانیم و تنها بر اثر گذشت زمان برای ما روشن می‌شود. گاه نیز تأخیر در پاسخ‌ها یا پاسخگویی به شکلی که مورد نظر ما نیست، امتحان الهی است تا یقین ما در اعتقادمان نسبت به حقانیت امام عصر علیه‌السلام آزموده ‌شود؛ تا روشن شود که باور ما به این‌که امام عصر از احوال ما مطلع است و اخبار ما از او پوشیده نیست، چقدر عمیق است و ایمان ما به گفته‌های خدا و رسول و اهل‌بیت درباره او چه اندازه ریشه‌دار است.

یکی از بزرگترین مصادیق «ایمان به غیب» که از صفات بندگان برگزیده است، ایمان به امامت امام غایب است. خداوند متقین را در قرآن چنین وصف می‌کند: «متقین کسانی هستند که به غیب ایمان می‌آورند و...»(13)

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

 

استفاده از امام -که جان‌های ما فدایش باد- درجات و سطوح متفاوت دارد، و خداوند در هر مرحله و در هر درجه به تناسب، ما را می‌آزماید.

اگر چنین بود که هر کسی که به خانه پیامبران و جانشینان ایشان مراجعه می‌کرد، بلافاصله هرچه را می‌خواست (اعم از حوایج مادّی و معنوی) دریافت می‌نمود، آیا دیگر یک کافر باقی می‌ماند؟ مسلماً سودجویان بی‌ایمان نیز برای جلب منافع شخصی در آستانه این بزرگان رحل اقامت می‌افکندند و حتی برای کسب منافع بیشتر از برخی مؤمنان حقیقی نیز پیشی می‌گرفتند. اگر چنین بود آیا ایمان چنین مدعیانی ارزشی هم داشت؟ و آیا آنها مستحق ثوابی هم بودند؟ در صورت این فرض آیا مؤمنان حقیقی از مدعیان دروغین ایمان بازشناخته می‌شدند؟ در آن صورت چه ‌بسا دنیاپرستانی که در باطن کینه اولیای خدا را داشتند و به ایشان حسد می‌بردند، در مراجعه به پیامبران و امامان از دیگران پیشی می‌گرفتند و با دورویی خود را به‌ آنان نزدیک و نزدیک‏تر می‌ساختند، تا از گنجینه کرامات آنها بیشتر بهره ببرند.(12)

امّا از آنجا که خداوند اراده کرده تا سرانجام مؤمن راستین از مدعی دروغین تفکیک گردد، دنیا را از آزمون‌های گوناگون لبریز ساخته و در بوته پرحرارت این آزمایش‌ها عیار ایمان مؤمنان را به محک صبر و چگونگی رویارویی با حوادث روزگار می‌سنجد.

راستی که عجب تقدیر شگفت و خیره‌کننده‌ای دارد، خدا!

از یک‌سو با قراردادن گنجی چون امام علیه‌السلام، در میان ما مردم راه ما را به سوی بهره‌مندی از این گنج پرنعمت باز کرده است و از سوی دیگر با قرار دادن سنگ‏ها و رنج‏هایی در این راه، دست نااهلان را از رسیدن به این گنجِ بی‌نظیر کوتاه می‌کند و صبوری مشتاقان واقعی را می‏آزماید.

آری، همان گونه که گنج هست و حقیقت دارد، رنج هم در راه رسیدن به گنج وجود دارد.

هدف این گفتار ترساندن و ناامید کردن کسانی نیست که تازه دریافته‌اند چنین گنجی وجود دارد. بلکه هدف، نیرو دادن و تشویق چنین افرادی است به پایداری در راه رسیدن به آن گنج و به اینکه با مواجه شدن با موانع از جستجوی آن خسته و ناامید نشوند. هدف این است که ارزش ایمان خود را بدانیم و آگاه باشیم که خداوند ایمان ما را با صبر می‌آزماید. برای فهم این مطلب «دعا» مثال خوبی است.

ما شک نداریم که خدا بر حل مشکلات ما تواناست و شک نداریم که او به ما گفته که دعا کنید و از من بخواهید تا مشکلات شما را حل کنم. شک نداریم که او فرموده من به دعاهای شما پاسخ خواهم داد. امّا آیا هر بار که چیزی از خدا خواسته‌ایم، در همان لحظه خواسته ما به ما داده شده است؟ تجربه نشان داده که خیلی وقت‏ها پاسخ خداوند فوری به ما نمی‌رسد. یکی از دلایل این امر این است که ایمان ما به شنوا بودن خداوند، به اینکه او خلف وعده نمی‌کند و اینکه او بر حل مشکل ما تواناست و اینکه او برآورنده نیازهاست، آزموده شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

در بیابـان گر به شوق کعبه خواهی زد قـدم

ســرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود!(۱)

 

امام زمان علیه السلام، گنج پرنعمتی است که خداوند آن را در میان ما نهاده است. به ما توصیه شده که برای اصلاح تمام امور زندگیمان به ایشان مراجعه کنیم و از آن حضرت یاری بجوئیم. این معنای «تمسک به امام» است. اگر ما خالصانه از او استمداد کنیم، یقیناً او یاریمان خواهد کرد. او خلیفه خدا در زمین است. او دست بخشنده خداوند در میان ماست. او عصاره بهشت است که خدا در همین دنیا برای ما قرار داده است. اما آیا دستیابی به این گنج، بدون رنج امکان‌پذیر است؟ و آیا بهره‌مند شدن از این بهشت بی‏هیچ دغدغه میسر است؟

خداوند می‌فرماید: «آیا گمان کرده‌اید که داخل بهشت می‌شوید در حالی که هنوز آزمون‏هایی که پیشینیانِ شما را در برگرفت، برای شما روی نداده است؟ آنها دچار گرفتاری‌ها و سختی‌های بیچاره کننده شدند و به لغزش و تزلزل افتادند.»(10)

نیز می‌فرماید: «آیا مردم گمان کرده‌اند به همین حد که به زبان گفتند ایمان آوردیم کافی است و دچار امتحان نخواهند شد؟»(11)

نه! چنین نیست. خداوند بهشت آخرت را رایگان به کسی نمی‌دهد و به همین ترتیب گنج پرنعمتی همچون امام مهدی را نیز ارزان در اختیار کسی نمی‌گذارد، بلکه برای برخورداری از محضر پرفایده او انسان‏ها را می‌آزماید.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۳)

 

ما شیعیان باید پا به پای گسترش تلاش‏های شخصی‏مان برای بهبود زندگی دنیوی و حیات اخروی‌مان‌، روح توسل و تمسک به امام عصر را در خود زنده کنیم. اگر چنین کنیم آن وقت است که امام زمان علیه السلام در زندگی ما حضور معنوی می‌یابد و نقش می‌آفریند. باید همواره در دل و بر زبانمان ذکر یا صاحب الزمان جاری باشد. در این صورت از جانب ملکوت یاری خواهیم شد و زندگیمان متحوّل می‌شود، راه خیر و نیکی پیش پایمان باز خواهد شد و  از ارتکاب بدی‏ها و زشتی‏ها مصون خواهیم ماند. هر قدر این توسل و تمسّک به امام عصر علیه‌السلام در ما شدید‌تر باشد، توفیقمان در کار‌های نیک و دوری‌ از امور ناپسند بیشتر خواهد بود.

درست است که ما شیعیان نسبت به دیگر مردم دنیا این امتیاز را داریم که امام زمانهٔ خویش یعنی این گنج پرنعمت الهی را می‌شناسیم، و از این بابت هم باید خدا را شاکر باشیم، لیکن باید بپذیریم که می‌بایست خیلی بیش از آنچه هست به امام زمان علیه السلام مراجعه، توسل و توجه داشته باشیم.

گسترش توجه به امام عصر -که درود خدا بر او باد- دو فایده در پی دارد: فایده اولش بهتر شدن و ارتقای سطح زندگی کسانی است که خود را با آن حضرت پیوند می‌دهند و فایده دومش خارج شدن آن دانای غریب از انزوا و کم شدن غربت ایشان است. گفتیم که بخشی از غربت امام عصر علیه‌السلام به همین استفاده نکردن ما از ایشان برمی‌گردد. شیعه یا هر شخص دیگر، اگر از نعمت وجود ایشان بیشتر آگاه باشد، طبیعتاً بیشتر به آن حضرت رغبت و اشتیاق می‌ورزد و همین رغبتِ بیشتر به ایشان باعث کم شدن غربت آن حضرت ‌گشته، زمینه تجلیل از آن بزرگوار را در جامعه فراهم می‌آورد.

خلاصه آنکه اگر می‌خواهید او را یاری کنید یکی از راه‌های پیش روی شما این است که خبر او، یعنی خبر حضور او و خبر برکات وجود او را به دیگران برسانید. به‌ دیگران بگوئید که: «خداوند، امامی زنده و حاضر را به عنوان پناه برای ما برگزیده و به ما دستـور داده که خود را در سایه او قرار دهیم تا از درماندگی‌ها نجات یابیـم و به سعادت‌هـای دنیـا و آخـرت دست یابیـم.»

به دوستان و اطرافیان خود بگوئید که: «ما امامی زنده داریم که نزد بینادلان همواره حاضر است و چون خالصانه فراخوانده شود، می‌آید و راه می‌نماید، مشکل می‌گشاید و غم و رنج می‌زداید.»

به آنها بگوئید: «امام شما زنده است و نزد او برکات فراوانی وجود دارد. علم هست، هدایت هست، شفا هست، شفاعت هست، حمایت هست، انس و رفاقت هست، هم غنا و هم قناعت هست، یعنی به شما هم غنا و هم قناعت می‌بخشد، آری نزد او تمام این گنج‌ها  و هزاران هزار نعمت دیگر وجود دارد. پس به او متوسل شوید و دامن‌های خود را از عطایای او پر کنید!»

مطمئن باشید که اگر این پیام را به درستی به یکدیگر منتقل کنیم و پی در پی آن را به هم یادآوری نماییم توجّه عمومی‌مان به امام زمان علیه‌السلام بیشتر خواهد شد و در نتیجه، این کعبه فراموش شده بیش از پیش شاهد زائرانی پرشور خواهد بود و غبار غربتش با گلاب توسل مردم زدوده خواهد گشت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۲)

 

اگر این پیام‏رسانی به درستی انجام شود خواهیم دید که گروه‏هایی از مردم با شوق فراوان به این چشمه حیات روی خواهند آورد و در نتیجه، از گستره غربت آن حضرت کاسته می‌شود. البته شیطان در برابر این پدیده مبارک بی‌تفاوت نخواهد نشست. او نیز به تلاشی گسترده در جهت عقیم ساختن تلاش‌ شیعیان دست خواهد زد و معرکه‌ای به پا خواهد کرد. مهم این است که ما از رویارویی با لشکر شیطان نهراسیم زیرا در این کارزار تنها نخواهیم بود. باید بدانیم چون به یاری ولی خدا آمده‌ایم، خدا نیز به یاری ما خواهد آمد و دشمن هر چند توانا و حاضریراق باشد، در برابر خداوند آسمان و زمین خُرد و ناچیز است.

اینک بیایید از میان مردم دنیا توجهمان را برروی جامعه شیعه متمرکز کنیم. یکی از بزرگترین افتخارات شیعه این است که امام زمان خود یعنی این گنج خداداده را می‌شناسد و از وجودش باخبر است. شیعیان درست در لحظات حس‍اسی که دیگران در زیر بار مشکلات مادی و معنوی به زانو در می‌آیند، از یاری آن حضرت بهره‌مند شده و می‌شوند.

به این ترتیب غربت امام زمان در میان شیعیان از جهتی کمتر از غربت ایشان در میان دیگران است. چرا؟ چون شیعه او را می‌شناسد و قدرش را بیشتر می‌داند. اما آیا میزان قدرشناسی شیعه نسبت به گوهر وجود امام عصر قابل ارتقا نیست؟ آیا ممکن نیست که ما با توجه دادن یکدیگر نسبت به امام زمان علیه السلام و به اینکه از ایشان خیلی بیشتر می‌توان بهره برد، غربت آن حضرت را کاهش دهیم؟

چند درصد شیعیان در عموم امور زندگیشان متوجه امام زمان و متمسّک به ایشان هستند؟ باید پذیرفت که درصد زیادی از ما شیعیان در عموم امور زندگی متوجه امام زمان و متمسّک به ایشان نیستیم و این درصد پایین هرگز قانع‌کننده نیست. این تمسک و توسلات اندک به امام زمان در شرایطی است که خداوند آن حضرت را پناه ما در تمام امور زندگیمان قرار داده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

بدان که همه جا سکوت راه حل درستی نیست.
خیلی وقتها باید از او دفاع کنی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

بر ســر آنم کـه گـر ز دست بر آیـد

دست به کاری زنم که غصه سر آید

 

قصدِ نکوهش نیست، بیایید کار سازنده‌ای بکنیم!(۱)

 

طرح این مطلب که «امام زمان، غریب است.» می‌تواند به دو هدف صورت گیرد. این کار ممکن است به قصد نکوهشِ «خودمان» یا «دیگران» باشد، به این معنا که در جستجوی کسانی برآییم که زمینه‌ساز این غربت شده‌اند و سپس آنها را ملامت کنیم. البته تمام کسانی که عامل جداشدن جامعه بشری از آن امام آسمانی هستند، شایسته ملامت و نکوهش‌اند، لیکن قصد ما در اینجا طرح شکایت و ملامت کسی نیست. 

 هدف، در اینجا نه سرزنش عاملان بروز مشکل بلکه اقدام جهت رفع مشکل یا لااقل کم کردن شدت آن است. باید قبول کنیم که بسیاری از مردم روزگار ما با این نعمت الهی روی ستیز ندارند، بلکه تنها از او غافل‌اند. آنها اساساً نمی‌دانند که خداوند چنین نعمتی را برای‌ آنها قرار داده است و همین ندانستن‌شان است که به غربت آن مولا دامن می‌زند. در اینجا کاری نداریم که این افراد در ندانستن و غفلتشان تقصیر دارند یا ندارند. باز تأکید می‌کنم که در این مقام در صدد ملامت و نکوهش کسی نیستیم و به دنبال مقصر نمی‌گردیم.

آنچه باید بدانیم این است که اکنون این جهل و بی‌خبری اتفاق افتاده و فراگیر شده است. همچنین باید بدانیم که این جهل فراگیر، قابل درمان است. دوای جهل‌هایی از این قبیل تبلیغ و پیام‏رسانی است. اگر ما پیام وجود چنین نعمتی را به مردم جهان برسانیم بسیاری از آنان به جهت نیاز و شوقی که به او دارند به سمت او متوجه می‌شوند. در اثر پیام‌رسانی جهل از بین می‌رود، گرایش به منبع خیر فراگیر می‌گردد و در نتیجه از بار سنگین غربت آن حضرت کاسته می‌شود.

 هر یک از ما باید این پیام را به کسانی که مخاطبمان هستند منتقل کنیم که: «خداوند برای مردم هر زمان امامی قرار داده تا پناه آن‌ها باشد. او همچون چشمه آب گوارایی است، برای تشنگی‌های تمام انسان‌های کمال‌جو.»

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

آن مرد دانا که قدرش را نمی دانیم. (۲)

 

می‌گویم: «او همان مهدی قائم است که پیامبر خدا در خطبه آینده‌ساز غدیر درباره او فرمود که او تمام دانش‌ها را به ارث می‌برد و به همه علوم احاطه دارد.»

می‌گویم: «او همان بزرگ‌مردی است که نیای او امیرمؤمنان درباره‌‌اش فرمود که آغوش پناهش بیش از هر پناهگاهی به روی پناه‏جویان گشاده است و دانشش بیش از دانش همه شماست و دلسوزی‌اش از همه شما فراگیرتر است.»(8)

و می‌گویم: «او همان کسی است که امام کاظم علیه‌السلام غربتش را پیش از ولادتش پیش‌گویی کرده‌ و درباره‌اش فرموده: او همان طرد‌شده تنها و غریب است که از نزدیکانش غایب می‌شود.»(9)

من می‌گویم: «وقتی به درماندگی‌هایی که در دوری از او گریبان‌گیر ما شده می‌نگریم، دلمان می‌سوزد از اینکه که چرا ما انسان‏ها باید درست در نزدیکی یک چشمه حیات‏بخش از تشنگی جان بدهیم، از بین برویم و در نتیجه به رشد مطلوبی که شایسته ماست نرسیم؟»

اما دل من تنها برای از دست رفتن خودمان نمی‌سوزد، بلکه دلم بیشتر برای آن چشمه حیات می‌سوزد که کسی به او رغبت نشان نمی‌دهد. دلم برای آن چاه پرآب می‌سوزد که معطّل و بی‏نشان و غریب و دورافتـاده مانـده است. دلم برای آن مرد دانـا می‌سوزد که ما نیازمندان دانش، او را به راستی طلب نمی‌کنیم. («ما» که می‌گویم، منظورم همه «ماست» یعنی تمام مـردم دنیـا.) بشر آنقدر خودش را از او جدا ساخته که بسیاری از ما آدم‏ها حتـی نمی‌دانیـم کـه او وجـود دارد و در کنـار ماست.

من دلم نه تنها بر خودمان بلکه بر او می‌سوزد و از تنهایی و غربت شدیدش که علیرغم دانایی و برکات وجود اوست، غصّه می‌خورم.

و پیامبر هم به ما گفته بود به آن دانایی که در میان نادانان قرار گرفته و قدر او دانسته نمی‌شود رحم کنید، یعنی دلهایتان برای غربتش بسوزد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

داروی جهل خواهی؟ بطْلب ز پادشاهی

کاقلیـم معرفـت را، امروزه اوسـت دارا

 

آن مرد دانا، که قدرش را نمی‌دانیم.(۱)

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «به سه کس رحم کنید. اول، به شخصی که قبلاً عزیز بوده و اینک خوار گشته است. دوم، به کسی که ثروتمند بوده و اکنون دچار فقر و تنگدستی شده. سوم، به عالمی که در میان مردمی نادان قرار گرفته، و قدرش دانسته نمی‌شود.»

اگر از شما بپرسند آیا دانشمندی را می‌شناسید که در میان مردم باشد، ولی آنها چنان که باید و شاید قدر او را ندانند، چه کسی را معرفی می‌کنید؟ آیا شخصاً فرد دانایی را می‌شناسید که در اثر عدم توجه مردم به او گوشه‌گیر شده باشد؟ آیا تا کنون از غربت و مظلومیت عالِمی مطلع شده‌اید و دل و جانتان بر غربت او آتش گرفته و سوخته است؟

اگر از من درباره چنین شخصی بپرسید می‌گویم: «داناتر از همه داناها، عالم‏تر از همه علما و آگاه‌تر از همه آگاهان، امروز همان کسی است که خدا او را از سرچشمه علوم آسمانی خویش سیراب کرده و او را در میان بندگان خویش به عنوان نماینده خود قرار داده است.»

من می‌گویم: «او همان چشمه حیات، مهدی امت، دانای دانایان، امام زمان ماست، که فرزند گرامی امام عسکری علیه السلام است.»

می‌گویم: «با اینکه او دانای اسرار پنهان، و آگاه از تمـام راز‌های صعـود به ملکـوت آسمان و توانا به درمان تمـام دردهای بشر اسـت و با اینکه انسان‌هـا به شکـل گسترده‌ای به دانش او نیاز دارنـد، بـه او پشت کـرده و از او غافـل مانده‌انـد.»

می‌گویم: «سال‏هاست که مردم، این چشمه حیات را در ظلمات دنیای آشفته و پر ستمشان گم کرده‌اند، از نعمت وجودش بی‌بهره مانده‌اند و در این سالیان دراز او تنهایی و غربت را تجربه می‌کند.»

می‌گویم: «او همان کسی است که خداوند درباره او فرمود که کمال موسی دارد و نورانیت عیسی و در عین حال صبر ایوب.»(7)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

شیرینی صحبت با او را به خودت بچشان.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

گرفتاری های امام عصر علیه السلام (۲)

 

ناشناس زندگی کردن نوعی غربت و گرفتاری است، به خصوص اگر این ناشناسی به واسطه ناامنی و چیرگی ظلم بر انسان تحمیل شده باشد.

بُعد دیگری از گرفتاری‌های حضرت مهدی علیه‌السلام در اثر تعدی گسترده بشر به طبیعت و به پا ساختن شرایط نامتعادل و فساد در زمین است.

خداوند برای بندگان صالح خویش، در طبیعت حقوق فراوانی قرار داده که اینک بسیاری از آنها به یغما رفته است. طغیان‌گران که جهان را به تنگنایی جان‏فرسا برای بشر تبدیل می‏کنند به خصوص با تصرف نابجا در زمین خدا، آرامش طبیعی را برای حجت‌های خداوند و مؤمنان برهم می‌زنند و محیط زیست و سلامت آنها را نیز به مخاطره می‌اندازند. درست است که امام عصر علیه السلام دانش خوب زیستن را دارد و حتی به اذن الهی قدرت شفا دادن را نیز داراست، لیکن اگر بخواهد به روال عادی زندگی کند، در اثر فسادی که در نتیجه رفتار انسان‏ها در طبیعت روی داده، چه بسا دستخوش بیماری هم می‌شود و شفای بیماری‌اش نیز منوط به طول زمان و مداوا می‌گردد. بله اگر او بخواهد حجاب طبیعت را به نیروی ربّانی و آسمانی خویش بدرد و خود را به توان‏های غیبی مداوا کند، می‌تواند، لیکن سیره نیاکان آن حضرت نشان می‌دهد که آنان نیز در همه موارد از چنین قدرت‌هایی استفاده نمی‌کردند. در این شرایط است که حمایت اطرافیان و شیعیان و توجه آنان به امامان خود، مرهمی بر زخم‏ها و مایه تسکین دردهای ایشان می‏باشد. زندگی امامان ما نشان می‌دهد که آن‌ها به واسطه جنبه بشری‌شان گاه به جرعه آبی نیز نیاز ضروری پیدا می‌کنند تا عطش جانکاهشان فرونشانده شود.

وقوع شرایط سخت برای برگزیدگان خدا زمینه‌ای است تا دیگران بتوانند میزان فداکاری و محبت خود را نسبت به آنان ابراز نمایند، برای آنان دل بسوزانند، دعایی بکنند، قدمی بردارند و حتی جان‏فشانی نمایند.

این را هم باید دانست که گرفتاری‌های امام زمان علیه السلام دوگونه است. گروهی از آنها در اثر آسیب‏هایی است که متوجه شخص ایشان است، اما بخش بزرگی از این گرفتاری‌ها، در حقیقت گرفتاری‌های کسانی است که بستگان و وابستگان امام عصر علیه السلام به شمار می‌آیند و غم آن‌هاست که به امام زمان علیه السلام سرایت می‌کند.

شیعیان فرزندان امام عصر علیه‌السلام به شمار می‌آیند و امام پدر دلسوز آنان است. امام رضا علیه‌السلام  در توصیف شخصیت امام فرموده است: «امام، انیسی رفیق و اهل مدارا است، پدری دلسوز است، برادری است تنی از یک پدر و مادر، و مادری است که به فرزند خردسال خویش محبت می‌کند.»(5)

گرفتاری‌های یک پدر محدود به مشکلات شخصی او نیست، بلکه گرفتاری و بیماری فرزندان نیز از مشکلات پدر به شمار می‌آید. برای پدر نزول بلا بر فرزند از نزول بلا بر خود او جانکاه‌تر است، زیرا پدر می‌تواند بر بلا صبر کند، اما فرزند، صبر اندکی دارد و چون در ورطه بلا می‌افتد، ملتمسانه دست و پا می‌زند و بدین ترتیب عجز و لابه‌های رقت‌بار او قلب پدر را بیشتر و بیشتر می‌سوزاند.

به علاوه، امام پدری است آگاه که از احوال یک‌یک فرزندان خویش باخبر است، پس قلب او مجمع رنج‏های تمام شیعیان یعنی تمام فرزندانش است. هرگاه در گوشه‌ای از این دنیا حقی از حقوق شیعیان امام که به منزله فرزندان اویند، ضایع می‌شود، دل او آزرده می‌گردد و هرگاه خاری به پای یکی از آنان می‌خلد، قلب او زخم برمی‌دارد. پیوند روحی امام با فرزندان معنوی‌اش بسیار شدیدتر از پیوند یک پدر معمولی با فرزندش است و بخش عمده‌ای از دل‌مشغولی‌ها، دوندگی‌ها، خستگی‌ها و دعاهای امام علیه‌السلام به رفع گرفتاری فرزندانش بازگشت می‌کند؛ گرفتاری‌هایی که گاه به جهت تسلط دشمنان و ظلم ایشان گریبان‏گیر فرزندان امام می‌شود و آتش خشم او را شعله‌ور می‌کند و گاه به جهت نادانی و ناپرهیزی شیعیان یا در پی جدال داخلی میان فرزندان دامنگیر ایشان می‌گردد.

گرفتاری‌های شیعیان تنها محدود به مواردی نمی‌شود که شیعیان خود از آنها باخبرند و از آنها رنج می‌کشند، بلکه گرفتاری‌هایی هم هست که گریبان آنها را گرفته، اما خود ایشان متوجه آن‌ها نیستند. در نهایت، بار سنگین رفع و حل تمام این مشکلات بر دوش پدر خانواده شیعه یعنی امام زمان است. کسی چه می‌داند که آلودگی شیعه به گناه، فساد، دوری از خدا و به بطالت گذراندن عمر با دریای دل امام چه می‌کند و کسی چه می‌داند که ظلم و ستم زورمداران به شیعیان ضعیف و گرفتار چه شراری را در خانه دل آن حضرت می‌افکند و از این دست  غصه‌ها و قصه‏ها چه فراوان و ناشمردنی وجود دارد.

و چه‌ بسا که روح آزرده و قلب مجروح حضرتش، آزردگی‌ها را به جسم شریف او انتقال دهد و جسم او نیز در تب و تاب و بیماری افتد و با شیعیان رنجورش همدرد گردد.

هیچ بعید هم نیست وقتی برای فرج او دعا می‌کنیم، خداوند گرفتاری شیعیانش را برطرف سازد و این امر به طور غیرمستقیم گشایش و آرامشی برای او پدید آورد.

شخصی به نام رمیله می‌گوید: در زمان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام سخت بیمار شدم تا آنکه در روز جمعه قدری احساس سبکی کردم. با خود گفتم: بهتر از هر چیز این است که آبی بر روی خود بریزم و بروم پشت ‌سر امیرالمؤمنین نماز بخوانم. همین کار را کردم، آنگاه به مسجد رفتم. وقتی آن حضرت بالای منبر رفتند حالِ من دوباره سخت شد. وقتی امیرالمؤمنین از مسجد برگشتند و داخل دارالحکومه شدند، من هم همراه ایشان داخل شدم. ایشان به من فرمودند: ای رمیله، دیدم به خودت می‌پیچیدی! عرض کردم: بلی. جریان بیماری خود را برای ایشان تعریف کردم و انگیزه حضور خود را در نماز بیان داشتم. ایشان فرمودند:

«ای رمیله، هیچ مؤمنی بیمار نمی‌شود، مگر اینکه ما هم به خاطر بیماری او بیمار می‌شویم، و غمگین نمی‌شود مگر اینکه ما هم در غم او غمگین می‌شویم، و هیچ دعایی نمی‌کند مگر آنکه به دعای او آمین می‌گوییم، و سکوت نمی‌کند مگر آنکه ما برایش دعا می‌کنیم.»

عرض کردم:‌ ای امیر مؤمنان، فدایت گردم؛ این گفته شما حتماً مربوط به کسانی است که با شما در اینجا (دار‌الحکومه) هستند. (یعنی کسانیکه شما آنها را می‌بینید و از حالشان باخبرید) پس در مورد آن کسانی که در دیگر جاهای زمین هستند چطور؟ امام در جواب فرمودند:

«ای رمیله، هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما پنهان نیست.»(6)

آری، اگر پیوند میان امام و شیعیانش را به خوبی درک کنیم بیش از پیش او را غریب و دل‌شکسته خواهیم یافت و برای رفع غربت و دل‌شکستگی‌اش بیشتر تلاش و دعا خواهیم کرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

آخ! دســـت پسرم دید خراش

وای! پای پسرم خورد به سنگ

 

گرفتاری‌های امام عصر علیه‏السلام(۱)

 

خیلی‌ها تصور درستی از گرفتاری‌ها و غصه‌های امام زمان علیه‏السلام ندارند. آنها با خودشان می‌گویند امام زمان که گرفتاری ندارد تا برای رفع مشکلات او دعا کنیم. آنها می‌گویند ایشان که نیازی به مردم ندارد تا بی‌توجهی مردم به او مایه غربتش شود. آن‌ها می‌گویند امام زمان آداب درست زندگی‌ کردن و درست غذا خوردن و درست خوابیدن را هم می‌داند، پس مریض هم نمی‌شود. البته این تصورات، ناقص و نادرست است.

امام زمان علیه‏السلام گرفتاری‌های فراوانی دارند که ایشان را گاه تا مرز اضطرار به پیش می‌برد. اضطرار به معنای چاره نداشتن است و مضطر به کسی می‌گویند که چاره‌ای برای او باقی نمانده است. یکی از القاب امام عصر نیز که در کلام خدا ذکر گردیده است، لقب «المضطرّ» است. در روایتی می‌خوانیم زمانی غصه و گرفتاری آن حضرت به حدی می‌رسد که ایشان به حال اضطرار می‌افتد. ایشان در آن حال به مسجدالحرام می‌رود و پشت مقام ابراهیم (سنگ مقدسی در مسجدالحرام) به نماز می‌ایستد و این آیه را می‌خواند «امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض»(3) یعنی: «غیر از خدا کیست که چون بی‌چاره‌ای او را بخواند پاسخ بدهد و گرفتاری‌اش را برطرف سازد و شما را حاکمان زمین گرداند؟»

در آن لحظه خداوند به اضطرار امام عصر علیه السلام رحم می‌آورد و با صدور اذن قیام، یاری‌های آسمانی خویش را به سوی او نازل می‌کند.(4)

از این روایت برمی‌آید که نه تنها گرفتاری و درد و رنج برای امام عصر علیه‏السلام قابل تصور است، بلکه این گرفتاری‌ها ممکن است تا حد اضطرار و مرز شکسته‌شدن توان آن حضرت هم پیش برود. اساساً تعبیر فرج که برای آن حضرت به کار می‌رود به معنای رفع گرفتاری است. تا گرفتاری نباشد فرج معنایی ندارد. اینکه به ما گفته شده از خدا تسریع و تعجیل در فرج ایشان را بخواهیم حاکی از این است که آن حضرت گرفتار است و برای رفع گرفتاری او نیاز به کمک الهی است. در همین کتاب با برخی از گرفتاری‏ها و مشکلات امام عصر آشنا خواهید شد.

بزرگان گفته‌اند که فرج امام زمان هم دو گونه است. یکی فرج کلی است که با ظهور ایشان صورت می‌پذیرد و دیگر، فرجهایی جزئی است که در برهه‌های مختلف پیش از ظهور ایشان می‌تواند اتفاق بیفتد. فرج‌های جز‌ئی به این معنی است که بدون وقوع آن ظهور مظفرّّ، برخی از گرفتاری‌های آن حضرت و شیعیان ایشان به صورت مقطعی برطرف گردد.

گاهی اوقات ما برای فرج حضرت دعا می‌کنیم اما خداوند هنوز مصلحت نمی‌داند که ظهور ایشان (یا همان فرج کلی) واقع شود و گرفتاری‌های حضرتش به یُمن آن ظهور به طور کلی رفع گردد. با این حال خداوند به برکت همین دعای ما از گرفتاری‌های فعلی امام عصر می‌کاهد و در زندگی ایشان فرج و گشایش جزئی ایجاد می‌کند. پس مبادا بپنداریم که دعا‌های ما و پیشینیان ما بر فرج آن حضرت بی‌تأثیر بوده و مبادا از اثر دعای بر فرج ناامید شویم.

به علاوه چه‌ بسا خداوند به جهت دعاهای ما، فرج کلی را نرساند ولی آن را نزدیک سازد، و چه‌ بسا که به برکت یک دعای خاص اذن فرج کلی نیز به طور ناگهانی صادر شود.

این تصور که امام عصر ارواحنا فداه گرفتاری ندارد با تعالیم دینی و به خصوص با مفهوم نیاز ایشان به فرج الهی ناسازگار است. برای اینکه تصوری اجمالی از گرفتاری‌های امام عصر علیه‏السلام داشته باشیم توجه شما را به کم‌شمار بودن یاوران آن حضرت و کثرت دشمنان ایشان و علت غیبت ایشان جلب می‌کنم.

در برخی روایات ذکر شده که امام عصر غیبت خواهد گزید، زیرا اگر جز این باشد کشته خواهد شد و با کشته شدن او سلسله امامت گسیخته شده، نظام آفرینش دچار اختلال می‏شود.

شدت غربت آن حضرت تا بدین حد است که اگر ایشان پیش از فرارسیدن فرج کلی از حال غیبت (یعنی زندگی ناشناس) به درآید و خود را معرفی کند، دشمنان بر او خواهند تاخت، او را خواهند کشت و با او شبیه همان رفتاری را خواهند کرد که با اجدادش کردند.

آیا این زندگی آمیخته به ناامنی و خفا، نوعی گرفتاری به شمار نمی‌آید. آیا این رواست که همه‌ ما بتوانیم شناسنامه داشته باشیم و نام و نشان خود را در جامعه مطرح کنیم و از حقوق اجتماعی برخوردار باشیم، اما برای آن حضرت این امکان وجود نداشته باشد که حتی خود را به نام معرفی نماید؟

اگر کسی این را گرفتاری نمی‌داند، پس گرفتاری را در چه چیزی می‌بیند؟ آیا شما گمان می‌کنید که امام زمان علیه‌السلام دوست ندارد در جمع دوستان خود بنشیند و با آنها در شرایط امن و امان سخن بگوید؟ یا اینکه امام زمان علیه‌السلام دوست ندارد با خویشاوندان خویش یعنی با سادات که عموزاده‌های او به شمار می‌آیند، مانند دیگر مردم که با خویشانشان رفت و آمد دارند، ارتباط داشته باشد و علناً صله رحم به جای آورد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 
 

وقتی روزی حداقل یک ساعت را در اینترنت میگذرانی چه عیبی دارد روزی ۵ دقیقه "دعای عهد" بخوانی و با او تجدید پیمان کنی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت   توسط کاتب  | 

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

بـا کریمان کـارها دشوار نیست

 

توفیق خدمت

 

امیر مؤمنان علی علیه‏السلام فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی به سوی زمین نگریست، پس ما را برگزید و برای ما نیز شیعیانی برگزید که ما را یاری می‌کنند، آنها از خوشحالی ما خوشحال و به خاطر اندوه ما اندوهگین می‌شوند و مال و جانشان را در راه ما نثار می‌نمایند، آنان از ما هستند و سرانجام نیز با ما خواهند بود.»(1)

یاری اهل‏بیت و نصرت امام عصر، توفیقی نیست که برای هرکس فراهم گردد. انگشتر خدمت‏گزاری، در اصل باید از ناحیه خود ایشان به دیگران داده شود.

در هر نظامی، یاران و خدمت‏گزاران و کارگزاران، از ناحیه خود نظام انتخاب می‏شوند. نظام الهی نیز از این قاعده برکنار نیست. یاران خدا و یاوران پیامبر خدا و اهل‏بیت علیهم السلام همگی توسط خدای متعال انتخاب شده و به واسطه رسول گرامی و اهل‏بیت علیهم السلام پذیرفته می‏گردند.

خوشا به حال کسی که خداوند از ابتدا او را برای یاری ولیّ خود انتخاب کرده است و او نیز از توفیقاتی که به او روی آورده، استقبال می‏کند.

توجه به این نکته که اعطای نشان یاری امام عصر تنها به اراده الهی برمی‏گردد ممکن است کسانی را که تاکنون در این مسیر موفقیتی نداشته‏اند، ناامید و مأیوس سازد، امّا باید توجه داشت که دست خدا بسته نیست و او هر روز در کاری جدید است.

اگر خداوند پیش از این عده‌ای را برای یاری اهل‌بیت انتخاب کرده، پس هم او می‌تواند باز این‌ کار را تکرار کند، عده دیگری را نیز برای این امر برگزیند و به آن‌ها توشه و توان، و نیت پاک در این راه عنایت فرماید. اگر من و شما تا دیروز توفیق یاری امام زمان علیه السلام را نداشته‌ایم یا توفیقمان در این راه اندک و ناچیز بوده است، بیایید تا از خدا بخواهیم که او در کار ما تجدیدنظر فرماید و ما را نیز برای خدمت در این آستان برگزیند و با اعطای نشان خدمت‌گزاری و جانبازی در راه امام عصر، به ما شرف و عزت دهد. دست خداوند باز است، خواست او نافذ است و اراده او تخلف‌ناپذیر! او می‌تواند؛ او اگر بخواهد می‌تواند از ما نیز یاورانی سخت‌کوش، دل‌سوز و مؤثر برای امام غریبمان بسازد. می‌دانی که اگر به یاری او موفق شویم، جایمان کجا خواهد بود؟ در کنار او، در بهشت او، با او.

رسول خدا که درود بی‌پایان خداوند بر او و بر خاندانش باد فرمود: «خدای عزوجل به هیچ یکی از دوستان خود که جان خویش را در اطاعت و خیرخواهی برای امامش به زحمت اندازد، نظر نمی‌افکند مگر اینکه او را در رفیق أعلی [یعنی جایگاه پیغمبران و صدّیقان و شهدا و صالحان که در بهشت قرین هم‌اند] در کنار ما جای دهد.»(2)

آری، خداوند کریم است و با کریمان کارها دشوار نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت   توسط کاتب  |