|
اگر توانستی یک تابلو کوچک با نام او تهیه کن و در اتاقت بگذار. هفته ای یک بار هم که شده نگاهت به آن خواهد افتاد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
پس از اینکه اهمیت و ارزش «یاری امام عصر» را دانستیم و خواستیم که به این کار اقدام کنیم این سؤال پیش میآید که چگونه میتوان امام زمان علیه السلام را یاری کرد، باری از دوش ایشان برداشت و غمی از غمهای ایشان زائل ساخت. این سؤالی است که خیلیها با آن مواجهاند، اما چون پاسخش را نمیدانند نمیتوانند به اقدامی عملی در این راه دست بزنند. در مسیر دستیابی به مقام نصرت گردنهها و گلوگاههایی وجود دارد که بسیاری، از گذرکردن از آنها باز میمانند و در عمل موفق به این کار نمیشوند. اولین گلوگاه، جهل و بیخبری از این است که نصرت و یاری امام عصر در دین اسلام جایگاه رسمی دارد و دومین گلوگاه، این است که شخص بداند چگونه میتواند امام را یاری کند. در این گفتار قصد بر این است که به پنج راه فراگیر و عمومی برای یاری امام عصر-ارواحنا فداه- اشاره کنیم. خصوصیت این شیوهها قابلیت فراگیر شدن آنهاست، به این معنی که همه شیعیان اعم از متخصصان و غیرمتخصصان میتوانند به آنها عمل کنند و به عنایت الهی نشان یاری امام عصر را نصیب خود سازند. این پنج شیوه در یاری امام عصر علیه السلام از این قرارند: 1. اولین شیوه یاری امام عصر: دعوت از دیگران جهت بهرهمند شدن از برکات امام زمان علیهالسلام. هر شیعهای که نعمت وجود امام عصر را درک کرده و حلاوت عنایات او را چشیده باشد، میتواند وجود این نعمت را به دیگران خبر دهد و از آنها دعوت کند که با توسل به امام زمان علیه السلام از عنایات او بهرهمند گردند. ارجاع دیگران به امام زمان علیه السلام برای رفع نیازهای مادی و معنویشان کاری بسیار ساده است. این کار زمینه قدرشناسی امت از امام علیه السلام را فراهم میآورد و در غربتزدایی از این مولای کریم بسیار مؤثر است، از این رو به نوبه خود نوعی یاری امام عصر به شمار میآید.
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
هر گاه احساس کردی برای انجام کاری نادرست وسوسه می شوی، از او کمک بخواه.
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
به زیر پای خود نگر، که دسته دسته، صف به صف ستادهایـم هـر طـرف، گرفتهایــم سـر بـه کـف
در کلمهای قدسی نقل است که خداوند تعالی فرمود: «محبوبترینِ بندگان نزد من، کسانی هستند که حق مرا برپا داشتهاند، و برترین و گرامیترینِ این افراد، محمد است که سید و آقای خلائق است و بعد از او علی مرتضی برادر محمد مصطفی است و پس از علی دیگر امامان راستین، که حق را به پا میدارند. در رتبه بعد از ایشان کسانی قرار دارند که آنان (یعنی پیامبر و جانشینان او) را برای دستیابی به حقشان یاری میکنند و در درجه بعد کسانی هستند که آنان (یعنی پیامبر و اهلبیتش) را دوست دارند و از دشمنانشان بیزارند، اگرچه اهلبیت را یاری و نصرت نکرده باشند.»(18) از این گفتار خدای بلندمرتبه درمییابیم که بالاترین درجهای که یک شیعه میتواند بدان دست یابد «رتبه یاری اهلبیت علیهمالسلام» است و رتبه «محبت اهلبیت و بغض دشمنان ایشان» رتبهای پایینتر از مرتبه «نصرت و یاریگری» است. عموم شیعیان در دل خود محبت امام زمانشان را دارند و از دشمنان ایشان هم بیزارند، لیکن عموم آنها توفیق یاری آن حضرت را ندارند. خیلی از ما اصلاً نمیدانیم که بالاتر از مقام محبت مرتبه دیگری هم به نام «مقام نصرت» یعنی «مقام یاری امام عصر» وجود دارد. چه بسا اگر بدانیم که علاوه بر محبت ورزیدن به امام عصر باید به یاری او نیز اقدام کنیم، به این کار توفیق یابیم. پس یکی از رسالتهای افراد آگاه این است که شیعیان و دوستداران امام عصر را به یاری و هواداری از ایشان دعوت نمایند و به آنها گوشزد کنند که: «مقام یاوران امام بالاتر از مقام دوستداران امام است و ثواب و ارزش آنها نزد خدا بالاتر و محبت خدا نسبت به آنها بیشتر است. پس سزاست که ما به محبت قلبی به حضرتش اکتفا نکنیم، بلکه در عمل به جمع یاوران حضرتش بپیوندیم.»
18) شیوههای یاری قائم آلمحمد/صفحه 16/حدیث 2/به نقل از بحارالانوار/جلد 27/صفحه 26.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
هر وقت توانستی یک سفر زیارتی از طرف او انجام بده. مراقب باش از طرف چه کسی آمده ای! به اعتبار "او" به خیلی چیزهایی که حتی فکرشم نمی کنی خواهی رسید.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
امروز هم برای ما در مسیر استفاده از امام زمان علیه السلام و اعتقاد به برقرار بودن امامت او امتحان بزرگی قرار دارد. این امتحان با غیبت و پنهانزیستی امام زمان شکل گرفته است. لغزشگاه این امتحان آنجاست که غیبت او را مانع از بروز کلیّه آثار و برکات او بدانیم و در عصر غیبت نسبت به توسل، مراجعه و تمسک به ایشان تعلّل و کوتاهی بورزیم. به علاوه بپنداریم که اگر امام ما ظاهر بود بدون این که امتحانی در کار باشد از او بهرهمند میشدیم. شاهد بر بیپایه بودن پندار کسانی که شرط لازم و کافی برای استفاده از امام را تنها ظهور او میدانند این است که اولاً عموم مردم در روزگار ظهور امامان پیشین آنها را وانهادند و از ایشان استفاده شایان نبردند. (پس ظاهر بودن امام، شرط کافی برای استفاده از او نیست.) ثانیاً به شهادت تاریخ، شیعیانی که در همین روزگار غیبت، توسلات عمیق و جدی به امام زمان داشتهاند از ایشان بهره برده و میبرند. (پس ظاهر بودن امام، شرط لازم برای استفاده از او نیست.) خلاصه آنکه غیبت، دلیل موجهی برای استفاده نکردن ما از امام نیست، چنانکه ظهور نیز عاملی قهری برای کسب فیض از امام نمیباشد. آری قصه «آن چاه پر از آب که وانهاده شده»، قصه غربت امام زمان ماست و قصه همان مرد داناست که نادانان قدر او را نمیدانند و نیازمندان، از دانش او سود نمیجویند. رو کنیم به کلام امام صادق که در تفسیر و رمزگشایی از کلام حق درباره آن «چاههای فرونهاده شده» فرموده است: «معنای آیه چنین است: چه بسیار عالمی که کسی به او مراجعه نمیکند و از علم او بهره نمیبرد.» باز هم تکرار میکنم: «بیایید به امام زمانمان مراجعه کنیم و از علم، هدایت و دیگر برکات او بهره ببریم.» و باز میگویم: «مراجعه ما به ایشان دو فایده در پی دارد. اول سعادت برای ما و دوم رفع غربت از او، که نزد اهل محبت و ولایت فایده دوم مقدم بر فایده نخست است.» و با تو میگویم: «ای شیعه امام زمان! در تمام تصمیمات زندگیات و به هر کاری که میخواهی اقدام کنی با دلت و با زبانت، خود را به آن ابرمرد ملکوتی پیوند بزن و بگو یا صاحب الزمان! مرا دریاب! تا در این تصمیم و در این کار موفق باشم و مورد عنایت حق متعال قرار گیرم.» و میگویم: «بهره بردن از این معدن پرمایه بیرنج و سختی هم نیست، پس در راه رسیدن به این گنج از تلاش و پایداری مپرهیز.»(17) آری، هرچه مراجعات ما شیعیان به این منبع نور و معدن خیر، بیشتر و بیشتر شود و هرچه آثار و برکات مشاهده شده از این مولای کریم زیادتر گردد، شوق و رغبت امّت به او رو به فزونی خواهد گذاشت و همپای رفع محرومیت ما از آن حضرت، غربت ایشان نیز در میان ما کم خواهد گشت. ای کاش به چنان رشدی نائل گردیم که از محرومیت خودمان دلآزرده باشیم و از غربت اماممان دلآزردهتر!
17) مرحوم محدث نوری -که از عالمان فرهیخته شیعه و از ارادتمندان دلسوخته امام عصر است- مینویسد: «در ایام غیبت که لطف خاص حق از خلق برداشته شده -به علت سوء کردارشان- باید با رنج و تعب و عجز و لابه و تضرع و انابه، از آن جناب فیضی به دست آورد و خیری گرفت و علمی آموخت، مانند تشنهای که بخواهد از چاه عمیق، تنها به آلات و اسبابی که باید به زحمت به دست آورد، آبی کشد و آتشی فرو نشاند. لهذا تعبیر فرمودند از آن حضرت به «بِئر معطله» (آفتاب در غربت/دکتر سید محمد بنی هاشمی صفحه321، به نقل از کتاب النجم الثاقب صفحه 109)
+ نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
هر روز مقداری صدقه برای سلامتی
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
به عنوان نمونه امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی علیهما السلام، در زمانی که حاکم مسلمانان بودند و مردم را علناً به راه حق دعوت میکردند، نمونههایی از آن قصرهای مرتفع و بلند به شمار میآیند. امام حسین علیه السلام در عصر حکومت یزید نیز نمونهای دیگر از آن قصرهای بلند و آشکار است. آن حضرت آشکارا سخن خود را به امت ابراز کرد. از طرفی دیگر امامانی همچون امام هادی، امام عسکری و امام زمان علیهم السلام نمونههایی از آن چاههای پر از آب هستند که متروک ماندهاند. این بزرگواران روزگار امامت خویش را عمدتاً در سکوت و خفا گذراندهاند. حقیقت دردناکی که در آیه شریفه بیان شده این است که نه تنها این چاههای پر از آب متروک و بیاستفاده ماندهاند، بلکه آن قصرهای آشکار و بلند نیز چنین مهجور و بیاستفاده رها شدهاند. در آیه شریفه اشاره شده که هم آن چاههای پر از آب و هم آن قصرهای مرتفع، مهجور و غریب ماندهاند. سادهانگاری است که بپنداریم مردم زمان امیرالمؤمنین یا امام حسن مجتبی یا امام حسین علیهم السلام عموماً سخنان ابراز شده آن بزرگواران را به جان میخریدند و چون آنها را در صحنه علنی اجتماع ظاهر میدیدند، بهره کافی را از آنان میبردند. آیا اطرافیان علی علیه السلام نصیحتهای او را در کنار گذاشتن بدعتهای دو خلیفه اول پذیرفتند؟ آیا مدعیان هواداری مولا بینش ژرف او را در نبرد با سپاه دروغپرداز معاویه که قرآنها را بر سر نیزهها کرده بودند، حرمت نهادند؟ آیا سپاهیان امام مجتبی هنگامی که آنها را به جهاد فرامیخواند، به درستی دعوتش را لبیک گفتند؟ و آیا در آن هنگام که سستعنصری آنها کار را بر امام و یاران باوفایش سخت کرد، بر تصمیم او درباره صلح به رغبت گردن نهادند؟ آیا ندای یاریطلبی امام حسین بن علی در کربلا به درستی پاسخ داده شد؟ آیا زینالعابدین، باقرالعلوم، امام صادق، امام کاظم، امام رضا و دیگر امامان علیهم السلام، کانون توجه مردم عصر خود بودند؟ آیا از این بابت که آنها ظاهر و آشکار بودند مردم قدر آنها را میدانستند و از گرد آنها پراکنده نمیشدند؟ مگر مردم کوفه نخست، از یزید بیزار و به امام حسین امیدوار نبودند؟ مگر حسین بن علی را نعمت خدا برای خود نمیدانستند؟ مگر او را به سرزمین خویش فرانخواندند؟ خواندند اما در راه بهرهمند شدن از او مردانه پایداری نکردند. آری امامان چه ظاهر باشند و چه غایب گنج الهیاند و برای دستیابی به ساحت آنان باید امتحاناتی را پشت سر گذاشت. اما چه بسیارند کسانی که در این امتحانها ایمان خود را میبازند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
در مواقعی که مشکلی داری قبل از هر کس از او کمک بخواه.
+ نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
یا رب از ابـر هـدایت بـرسـان بـارانی پیشـتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
خدای متعال میفرماید: «چه بسیار ... چاهی که وانهاده شده و چه بسا قصر بلندی که چنین است.»(15) چه بسیار که خداوند در اثر ستمکاری مردم آنها را از نعمتهای خود محروم میسازد. این سنت الهی است و در تمام امتها سابقه داشته است. خداوند در این آیه شریفه به محروم شدن برخی از مردم از نعمتهای خویش اشاره میکند و بیان میدارد که در پی محروم شدن خطاکاران از نعمتهای الهی، بسیاری از این موهبتها در طول تاریخ بدون استفاده مانده است؛ فیالمثل چاههای پرآبی که دیگر رهگذری آنها را پیدا نمیکند، بر سر آنها نمیآید، دلوی در آنها نمیافکند و عطشی فرونمینشاند؛ و قصرهای بلندی که چشمها را مینوازند (و مانند چاهها مخفی نماندهاند) اما با این حال کسی در آنها سکونت نمیکند و در سایهی آنها آرام نمیگیرد! در این کلام خدا حکایت از دو چیز هست. اول حکایت از محرومیت مردم ستمکار از نعمتهای خدا و دوم حکایت از مهجور، غریب و بیاستفاده ماندن آن نعمتها. اینک ما از مفهوم ظاهر آیه آگاهیم. ظاهر آیه اشاره به قصرهای بلند و چاههای پرآبی دارد که از اقوام هلاک شده به جای مانده است، اما باطن و تأویل آیه حکایتگر از چیست؟ به تعبیر دیگر نمونه عینی و مصداق کلام حق در امت اسلام و عصر حاضر چه چیز یا چه چیزهایی است؟ در روایات اهلبیت آمده که: «منظور از "چاهی که وانهاده شده" امامی است که سکوت اختیار میکند و مقصود از "قصر بلندی" که خدا به آن اشاره فرموده امامی است که سخن خود را ابراز مینماید.»(16)
15) سوره مبارکه حج/ آیه 45 16) کافی/ باب فیه نکت و نتف من التنزیل فی الأئمه/ حدیث 75
+ نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
درسی از رژیمهای سخت غذایی (۲)
همین امر مرا به فکر فرو برد که امروزه درصد قابل توجهی از ما حاضریم برای داشتن بدن سالم و اندام متناسب هزینههای مالی را پذیرا باشیم و با رعایت رژیمهای سخت خود را در فشار قرار دهیم. با خود فکر کردم آن عاملی که باعث میشود خیلی از ما رنجهای بسیاری را در راه لاغر شدن متحمل شویم این است که داشتن اندام سالم و خوشآیند برای ما در درجه بالایی از اهمیت است و آن را به منزله یک گنج گرانبها میدانیم. به علاوه همه ما در باطن خود قبول داریم که برای رسیدن به هر گنجی، شایسته است که رنجهایی را متحمل شویم. وقتی به این نکته توجه کردم دیدم که ما مردم تنبل و کسلی در راه رسیدن به آرزوهایمان نیستیم. کافی است که گنج بودن چیزی را درک کنیم تا برای رسیدن به آن زحمت بکشیم و روزها و هفتههای پی در پی بلکه ماههای فراوان برای کسب آن تلاش کنیم. به خود نهیب زدم که اگر هر یک از ما گنج بودن امام زمان را درک کنیم، با همین منطق و پشتکاری که داریم، حاضر خواهیم بود که رنجها و سختیها را برای رسیدن به او و کسب فیض از جانب او به جان بخریم. همراه با همین فکرها به مطالعه کتاب ادامه میدادم و جالب آنکه متوجه شدم نویسنده کتاب در چند جای آن «دستیابی به اندام متناسب» را گنجی نامیده که برای رسیدن به آن باید متحمل رنج شد. مثلاً در صفحه 27 کتاب آمده بود: «ما مشاهده کردهایم کسانی که با انگیزه سلامتی و فرار از مشکلات و ضررهای چاقی به سوی برنامه میآیند، معمولاً خستگیناپذیرند و راه طولانی برنامه را اغلب تا آخر عمر ادامه میدهند و رنج آن را تحمل میکنند. زیرا انگیزه آنان با عواملی مؤثرتر درآمیخته است. از همین رو به همه افرادی که پا در این راه میگذارند توصیه میکنیم که از ضررهای چاقی باخبر باشند و بدانند که برای به دست آوردن گنج سلامتی، نابرده رنج گنج میسرشان نمیشود.» کاش روزی برسد که همه ما همانطور که به فکر رژیمهای غذایی مناسب هستیم و سلامت خود را در رعایت چنین برنامههایی پیگیری میکنیم، به فکر ولیّنعمت خود نیز بوده و برای تقرب به سوی او تلاشگر و خستگیناپذیر باشیم. دعای برفرج و سلامت او را جزو برنامههای جدی روزانه خود قرار دهیم و با پیگیری اقدامات عملی در جهت یاری او و بهسازی جامعه شیعه که به او منتسب است، یک رژیم جدّی و مؤثر را پیگیری کنیم. این آرزوی نابجایی نیست. هست؟
+ نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386ساعت   توسط کاتب
|
|
|